حرف آزاد
موضوعات داغ

پازولینی

درباره «پازولينی» شاعر:

– آلبرتو مورآويا
نمی توان يک شاعر را از ديگری برتر دانست اما «پازولينی», شاعر برجسته ی نيمه دوم قرن بيستم ايتاليا در شعرهايش بيش از ديگرشعرای ايتاليآ حرفهای مهمی را با جسارت بيشتری بيان داشته است.

گفته می شود که «پازولينی», «شاعر شهروند» (civil poet) است, اما بی درنگ بايد هشدار داد که منظور از «شاعرشهروند» به مفهوم شاعر رسمی يک ملت نيست, بلکه شاعری است که وطن خود به شيوه ای می نگرد که يک کشور نيرومند قادر به مشاهده آن نيست.
«پازولينی» به دوران پرحادثه ای از تاريخ ايتاليا تعلق دارد. اين دوران, دوران شکست نظامی ايتاليای فاشيست, دورانی است که دو ارتش اشغالگر در ايتاليا در حال جنگ بودند. در اين دوران انقلاب صنعتی, ميليونها ايتاليايي از مناطق روستايي به شهرها مهاجرت کردند. اين مناطق که پازولينی به آنها عشق می ورزيد و خود برخاسته از آنجا بود بتدريج رو به خاموشی گذاشتند. به اين ترتيب دو مضامينی که در اشعار پازولينی برجسته هستند عبارتند از: دريغ بر وطن ويران شده, نظری عاطفی به وطنی درهم شکسته و تسليم شده و دريغ از فرهنگ سرزمين های روستايي در حال زوال.
در عين حال شعر «پازولينی» از دوردست ها می آيد از اعماق دوردست ادبيات ايتاليا. از دوران «دانته» و «پترارک» (Petrarch). اين دو شاعر نيز از دورانهای سياه ايتاليا سخن می گفتند.

«پازولينی » قالب شعری «ترزينا» (Terzina)را از «دانته» (سراينده «کمدی الهی») در شعرهايش به وام گرفت. اما «پازولينی» از قالب «ترزينا» ساختار شاعرانه ای بنا می کند که متفاوت از اشعار «دانته» است. قالب شعری «ترزينا» نزد «دانته» جنبه «گوتيک» دارد. اگر بتوان شباهتی میان سبک های ادبی و معماری ايتاليا تصور کرد , شايد بتوان گفت که اشعار «پازولينی» دارای جنبه «رمانسک» (Romanesque) است با جذابيتی سرچشمه گرفته از اوج هنر قرون وسطا و توازنی میان دو فرهنگ «رمانتيک» و «ژرمانيک», ميان فرهنگ «مديترانه ای» و فرهنگ کشورهای اروپايي شمالی «نورديک». «پازولينی» که اين جلوه «رمانتيک» را در اشعارش ارائه می دهد در عين حال کلام کلاسيک و زبان عامه را در اشعارش باهم در هم می آميزد, احساس دردمندانه ی تعلق به هنر «رمانسک» که درعين حال دوره انتقالی است که طی آن از يک فرهنگ به فرهنگ ديگر منتقل می شود, از تضاد دو فرهنگ , دو تمدن, يکی در حال خاموشی و ديگر در حال زاده شدن.

اين جنبه ها «پازولينی» را به صورت شاعری معاصر و در عين حال باستانی در می آورد. شاعری که آگاهانه که شاعر بدوی دوران خاموشی يک فرهنگ است. او از منطقه خاصی در ايتاليا, از منطقه «فريولی» (Friuli) برخاسته و بيشتر به فرهنگ باستانی مديترانه تعلق دارد, با اين حال «پازولينی» به گونه ای معجزه آسا به زبانی جهانی دست می يابد. اوهم دارای همان کج خلقی درونی شاعر همسانش, «آرتور رمبو» است که اين دو را به شاعری جهانی تبديل کرده است.

سینمای معاصر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.