حرف آزاد

کوروش حسینی و تفاوت های فردی

#کوروش حسینی و روانشناسی

 

سرشتي مجهول به بيكرانگي كيهان

 

پشتوانه هر مبحث تحقيقي و تحليلي ، سوالاتي است كه در ابتدا شكل گرفته مي شود وبسط پيراموني آن منجر مي شود به نتيجه و يا عدم نتيجه موضوعات ارايه شده .

بواسطه موضوع كاري كه ما در پيش رو داريم سوالاتي بسيار در ذهن پديدار مي شوند.

 

تفاوتهاي فردي

تفاوتهاي فردي چيست ؟ چگونه شكل مي گيرند ( منظور اكتسابي هستند يا ژنتيكي) ؟ چگونه است كه فرزند آدمي بيسواد ، با محيطي نابهنجار ، دانشمند فرهيخته اي مي شود ؟ رهبران اجتماعي چگونه شكل مي گيرند ؟ قاتلين و جنايت كاران در چه شرايطي رشد مي كنند كه تبديل به موجوداتي بي عاطفه و خطرناك مي شوند ؟و…..

شايد هريك از شماها در طي زندگي چند بار به صورت گذرا به اين موضوعات انديشيده باشيد اما رسيدن به جواب قطعي كمي محال به نظر مي رسد . با تحقيقات اجتماعي و يا روانشناسي هايي كه انجام شده تا به امروز اصول مدون شده و يا فرمول محاسبه شده اي از اين امور به دست نداريم كه به طور مثال : فرزند يك هنرمند ، با روحي لطيف و بسيار مهربان وعاطفي باشد بلكه در شرايطي برعكس هم اتفاق افتاده است . آيا ژن هاي نهفته و سركوب شده پدر و يا مادر موثر هستند كه به صورتي جهشي ، خلق و خوي فرزند در آينده تغيير مي كند ؟ و سوال ديگر آنكه آيا تناسخ واقعيت دارد و ما دچار يك جبر تاريخي هستيم ؟ …..

باز هم من ذهن شما را به سوالات بيشتري هدايت مي كنم و از همين الان اعلام مي كنم كه در اين تحقيق ؛ قصد  ، ايجاد سوال و به چالش كشيدن اموري است كه درباره آن حرف خواهيم زد . بسه به داده هايي كه تا به امروز به دست ما رسيده من هم به مانند همه مردم جواب قطعي براي آنها نخواهم داشت اما تفاوتهاي فردي عامل موفقيت و يا شكست يك جامعه را تشكيل داده اند و به راحتي نمي توان از آن گذشت بواسطه همين و بنا برمنطق علم ، كه به بن بست رسيدن نيست ، آنقدر جستجو مي كنيم تا راهي روان براي حركت خود بيابيم .

پرسشي بزرگ:

در قوانين علمي ، تمام ساختار هاي اجتماعي و فردي چيزهاي تعيين شده اي هستند كه همه ما به نوعي تا به حال از آنها آگاهي هايي داريم . وراثت – محيط – ژن – آموزش –  انگيزه – تجربه – آگاهي و….

همه اينها بسيار اثر گذار و تعيين كننده هستند اما جايگاهي ثابت براي دانستن اينكه چطور فردي در آينده پديدار خواهد شد نيست . كمي صبر كنيد و سريع موضع هاي سفت و سخت نگيريد . در چند سال قبل از ظهور چنگيز خان و يا  هيتلر ، هيچكس فكرچنان جنايت هاي عظيمي حتي به ذهنش خطور نكرده بود. پديده چنگيز خان مغول با جواب اينكه هنوز به بشر به لايه هايي از تمدن نرسيده بود كمي قابل اغماض به نظر مي رسد اما اين جواب در قرن بيستم كمي ارزش خودش را از دست مي دهد كه جنگ عظيم جهاني اول و بعد در مدت نه چندان زيادي جنگ ويرانگر جهاني دوم  ، نتيجه كدام بي ثباتي فردي است كه جمعي را با خودش همراه مي كند ؟

اين فرد چه انديشه هايي را به بيان در مي آورد كه چند ملت را باخودش همراه كرد تا بتواند چنين فاجعه هايي را بيافريند ؟ توضيح بيشتر آنكه قدرت تاثير گذاري  تفاوت يك فرد در جمعيتي چند ميليوني اعجاب انگيز و پيچيده است .

چگونه است كه يك فرد با تمام تمايلات ژنتيكي  – اكتسابي – محيطي و غيره ايي كه شكل مي گيرند تبديل به هيتلر و در همان زمان  به فردي ديگر به مانند ژان پل سارتر و يا كي ير كگارد و يا مهاتما گاندي مي شوند ؟؟؟!

وپرسش بزرگ همينجاست . خواهش مي كنم اشتباه نكنيد و مباحث را در هم جمع نبنديد همه آنها بواسطه شرايطي كه در علوم روانشناسي و يا احتماعي به صورت جز و كل كنكاش مي شوند وبه طور مثال شكل گيري هيتلر آناليز مي شوند . درست . حرف من چيز ديگري است و ماهيتي فراسوي اين امور دارد .

در هيتلر ، بيزاري فردي – ايده آليست – عقده هاي اجتماعي و … ديده مي شود و خصوصيات اين افراد به صورت جز بررسي مي شود اما جنبه هاي تاريك هم وجود دارد كه شايد ما ندانيم و وحشتناكتر آنكه كودك ما با نتيجه هايي از قبل تعيين شده وراثت و محيط و آموزش و… قرار نيست شكل بگيرد كه همچنانكه به صورتي اسطوره اي در نگاه بودا به پيرمرد اتفاق مي افتد و همه اينها بدون اينكه فراموش شوند ، عاملي ديگر پيدا مي شود كه فرديت او را با تمام مراقبتهاي پدر وآموزش و… به سرگرداني و حيرت مي كشاند.

انسان سرشت مجهولي دارد به بيكرانگي خود كيهان . هيچ علمي به نهايت خودش نرسيده و نخواهد رسيد . هر ذره شامل وسعت ناشناخته هايي است كه ما همه روزه با آن روبروييم .قرار نيست من يافته هايي كه تابه امروز به دست آورده ايم را رد كنم ، فقط طرح سوالاتي در ذهن است كه به طور ساده چگونه نقاشي هاي زن روستايي بيسواد در محيطي كاملا بدوي ، نقاشي مدرن به نام مكرمه قنبري شكل مي گيرد كه آثارش به طور مثال به هانري ماتيس كه با پشتوانه سواد و آموزش آكادميك شكل گرفته ، مقايسه مي شود ؟؟؟؟؟؟؟

با در نظر داشتن محيط هاي فرهنگي و زندگي  مختلف هر يك ، آيا تجربيات روحي مشتركي آنها به اين روش سوق داده ؟ ريشه ها در كجاست ؟ تصادفي است و يا امور مجهولي است كه هنوز به درستي و علمي با آن برخورد نشده ؟

به اين اسامي توجه كنيد

ارسطو – سقراط – فرويد – ماركس – هگل – گاندي – لنين – ابوعلي سينا – خيام – بيل گيتس – چارلي چاپلين – نيچه – كافكا – صادق هدايت – چرچيل – مارلون براندو – اميركبير – اسامه بن لادن – احمد شاملو – هيتلر – سهراب سپهري – چنگيزخان مغول – لوركا- موسيليني – دالي – بتهون و….

در سطحي كوچكتر در جامعه  و شهر و خانواده خود افرادي را مي بينيد كه به نوعي چيزهايي را به ما يادآور مي شوند كه چگونه بوجود آمده اند حال چه با ياد نيك و يا به بد نامي .

جالب است بدانيد كه در حين مطالعات به نشانه هايي در ادبيات اساطيري برخورد كرده ام كه ، حال به صورت پيشگويي ها و يا ترفندهاي ديگر ادبي از اين رخداد حرف زده شده . به عنوان مثال تولد فرزندي متفاوت از امور معمول به نام اديپ كه باعث وحشت پدرش مي شود . در ادبيات ايران زال و در تمام افسانه ها ي جهان كه نشانه هايي از اين دست به فراواني ديده مي شود .

شايد افسانه ها به واقعيت روزمره كمتر شبيه باشند اما تجربه نشان داده است كه اتفاقاتي از اين دست افتاده كه ما نيز آنها را يك به يك در هر جايگاهي كه هستيم مي شناسيم .

تفاوتهاي فردي يكي از پديده هايي است كه ذهن را به تفكري ديگر هدايت مي كند . بعضي از خوش نامان تاريخ در زمان خودشان درك و ستايش شده اند ويا برعكس مردم آنها را طرد ودر بعضي از وقتها دست به نابودي آنها زده اند ، و بعضي از بدنامان تاريخ هم در زمان خودشان به مانند يك قديس ستايش شده اند و در تجربه تاريخي منفور گشته اند

هدف از اين تحقيق كوتاه ،بيان پرسشهاي ريز و درشتي است كه با آنها درگير هستيم و من به استناد رشته خودم روانشناسي و مطالعات پيراموني در باب علوم اجتماعي ,…تاريخي و ژنتيكي به جواب درستي نرسيده ام .

در آخر آنكه :

همه ما هريك راهي براي رسيدن داريم و اميد به اينكه به بد نامي نباشد .

منبع :

 كوروش حسيني – فارغ التحصيل ادبيات دراماتيك و هنر

 

 

 

 

نوشته های مشابه

12 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.