حرف آزاد

انتقادهای جنجالی احمد شاملو و دیگران به سهراب سپهری

سهراب سپهری جواب منتقدانش را داد

سهراب سپهری در پاسخ به انتقادهای شاعران هم نسل خود که به او بابت نپرداختن به دردهای انسانها (که البته منظور بیشتر آنها سیاست بود!) در یادداشتهای خود جوابی کوتاه میدهد کد در ذیل می خوانید. احمد شاملو در جایی درباره سهراب بیان کرده بود: «… می دانيد؟ زورم می آيد آن عرفان نا به هنگام را باور كنم. سر آدم های بی گناه را لب حوض می برند و من دو قدم پايين تر بايستم و توصيه كنم كه «آب را گل نكنيد»ـ احمد شاملو

سهراب پاسخ می دهد:
«دنیا پر از بدی است. و من شقایق تماشا می کنم. روی زمین میلیونها گرسنه است. کاش نبود. ولی وجود گرسنگی، شقايق را شديدتر می كند. و تماشای من ابعاد تازه ای می گیرد. يادم هست در بنارس ميان مرده ها و بيمارها و گداها از تماشای يك بنای قديمی دچار ستايش اُرگانيك شده بودم. پایم در فاجعه بود و سرم در استتیک. وقتی كه پدرم مرد، نوشتم: پاسبان ها همه شاعر بودند. حضور فاجعه، آنی دنيا را تلطيف كرده بود. فاجعه آن طرف سكه بود و گرنه من می دانستم و می دانم كه پاسبان ها شاعر نيستند. در تاريكی آن قدر مانده ام كه از روشنی حرف بزنم. چیزی در ما نفی نمی گردد. دنیا در ما ذخیره می شود. و نگاه ما به فراخور این ذخیره است. و از همه جای آن آب می خورد. وقتی که به این کُنارِ بلند نگاه می کنم، حتی آگاهیِ من از سیستم هیدرولیکیِ یک هواپیما، در نگاهم جریان دارد. ولی نخواهيد كه اين آگاهی خودش را عريان نشان دهد. دنيا در ما دچار استحاله [ی] مداوم است. من هزارها گرسنه در خاك هند ديده ام و هيچ وقت از گرسنگی حرف نزده ام. نه، هيچ وقت. ولی هر وقت رفته ام از گلی حرف بزنم دهانم گس شده است. گرسنگی هندی سَبك دهانم را عوض كرده است و من دِين ِ خود را ادا كرده ام

متنها برگرفته از کتاب هنوز در سفرم – سهراب سپهری

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن