کارگردان ها

کارگردانان عاصی سینما

چهره های کارگردانی  برتر دهه 60

چهره های کارگردانی  برتر دهه 60

 

مایک نیکولز

( کارگردان – تهییه کننده )

متولد : ششم نوامبر 1937 برلین

پدر و مادرش یهودیان مهاجر روس بودند که اندکی پیش از جنگ جهانی دوم به آمریکا مهاجرت کرد.نیکولز در دانشگاه  شیکاگو تحصیل می کرد و همزمان با تحصیل مشاغل متعددی را تجربه کرد. علاقه به بازیگری او را به نیویورک کشاند و مدتی اندک نزد لی استراسبرگ آموزش دید.

به شیکاگو بازگشت و گروه تیاتر کمدی را تاسیس کرد. نیکولز به کارگدانی روی آورد و چندین کمدی موفق در برادوی کارگردانی کرد.مانند : پابرهنه در پارک و زوج عجیب.

در سال 1966 نمایشنامه مشهور چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد ؟ را کارگردانی کرد و با ستایش روبرو شد. این فیلم نامزداسکارشد.

فارغ التحصیل (1967) مرزها را شکست و حضور ناراضی و عاصی 1960 را در فیلم ها اکان پذیر کرد. او ثابت کرد از موسیقی روز می توان استفاده کرد و حتی موجب تقویت لحن فیلم خواهد شد.

مایک نیکولز به هالیوود کلاسیک پسند نشان داد که می توان  نقش اصلی را به چهره ای نه چندان جذاب داستین هافمن سپرد.

این فیلم بسار ستایش شد و نامزد اسکار بهترین کارگردانی شد.از آن پس او را پسر طلایی لقب دادند که مایک نیکولز در ادامه فعالیتش با فیلمهای نامتعرفی که ساخت نشان داد چندان اعتنایی به این لقب ندارد.

برگردان سینمایی اش از معضل بزرگ (1970) انتظارات را برای دوستانش بالا برد.

فیلم معرفت جسم (1971) بررسی صادقانه از اصول و طرز تلقی و رفتار او در رابطه صمیمانه ، منتقدان  و تماشاگران را غفلگیر کرد.

روز دلفین (1973) برایش فیلم خوبی بود.

بخت و اقبلا (1975) هم موفقیت نسبی داشت و برای همین نیکولز در کارهای بعدیش بسیار محتاطانه عمل کرد. او در سالهای 1980 را کاملا صرف کارگردانی تیاتر کرد.

سیدنی لومت

کارگردان – تهیه کننده – فیلمنامه نویس

متولد: بیستو پنج ژوئن 1924 در فیلادلفیا

ساکن نیویورک  که به بازیگر کارگردان شهرت دارد.

در نوجوانی بازیگر تیاتر ییدیش و برادوی بود.

در دوره طلایی تلویزیون  به کارگدانی روی آورد و در سال 1950 در بسیاری از نمایش های  تلویزیونی CBS  را گارگردانی کرد.

هنری فوندا به او کمک کرد تا با 12 مرد خشمگین (1957) کارگردانی سینما را تجربه کرد.

فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم و کارگردانی شد.

از 1960 تا 1962 لومت فیلمسازی را برگردان تیاتری و پرستاره  از نسل فراری نوشته تنسی ویلیامز و سفرروز طولانی به دورن شب اثر یوجین اونیل و نگاهی از پل نوشته آرتورمیلر ادامه داد.

کابوس جنگ سرد را در فیلم  سیستم موشکی محافظ دار (1964) نشان داد.

فیلم سمسار(1965) بررسی اضطراب های یک یهودی جان به در برده از رنج های جنگ جهانی دوم بود.

با فیلمهای ناموفق تپه (1965)  گروه (1966) قرار ملاقات (1969) داشت.

فیل پلیسی نوارهای آندرسن (1971) بار دیگر او را به اوج رساند.

فیلم آزار (1973) موقعیتش را تثبیت کرد.

سرپیکو (1973) با موضوع فساد در پلیس فیلم موفقی بود.

قتل در قطار سریع السیر شرق (1974) پر از ستاره بود و فیل خوب و جایگاه ویژه ای پیدا کرد.

کمدی تلخ بعدازظهر نحس (1975) نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم و کارگدانی شد.

فیلم شبکه (1976) را با فیلمنامه چایکفسکی ساخت که هجویه های پیشگویانه بود بر تحلیل رسانه فراگیر تلویزیون.

از فیلم های بعدی این کارگردان می توان به فیلم:

موزیکال بسیار ید به اسم جادوگر(1978)

به من بگو فقط چی می خوای (1980)

درام پلیس عظیم به اسم شاهزاده شهر(1981)

تریلر دادگاهی جذاب به اسم رای (1982) بود که نامزد دریافت اسکار بهترین کارگردانی و فیلم شد.

سیدنی لومت نتوانست  موقعیت سال 1970 را حفظ کند.ویژگی فیلم های سیدنی لومت، سبک کارگردانی بی نقص و بدون فخرفروشی اوست.توانایی او در بازی گرفتن از بازیگران مثال زدنی است . کسانی که با او کار کرده اند تمرینات او را می ستایند.

آرتور پن

کارگردان

متولد بیست و هفتم سپتامبر 1922 فیلادلفیاست.

در بهترین فیلمهایش  به نقش حضور بیگانه و قدرت ویرانگر اسطوره در فرهنگ آمریکا می پردازد.

آرتور پن در جوانی بازیگر بود.

در جنگ جهانی دوم به یک گروه تیاتری ارتش پیوست و پس از جنگ وپیش از کار در تلویزیون تدریس بازیگری می کرد.

فعالیت در تلویزیون با سمت مدیر صحنه و  و نمایشنامه هایی را در تلویزیون کارگردانی کرد.

سپس در برادوی نمایش های 2نفر برای الا کلنگ (1958) و معجزه گر (1958) را به روی صحنه برد.

نخستین فیلمش تیرانداز چپ دست (1958) . بازخوانی جسورانه و نامتعارف از اسطوره بیلی کید.برگرفته از نمایش تلویزیونی  گور ویدال. فیلم در آمریکا ناشناخته ماند اما مورد استقبال و ستایش اروپاییان قرار گرفت .

فیلم معجزه گر (1962)  را ساخت. نقش آفرینی بی همتای آن بنکرافت و پتی دوک ، برایشان جوایز اسکار به همراه داشت . آرتور پن هم نامزد اسکار بهترین کارگردان شد.

تعقیب (1966) فیلم بعدی پن با بازیگران مطرح آن سالها می توانست اثر برجسته ای شود که دعواهای بین آرتورپن و  فیلمنامه نویس و تهیه کننده بیشترین آسیب را به این داستان گوتیکی  وارد کرد.

بانی و کلاید (1967) توفانی از بحث و جدل را پدید آورد. این کار به نقطه عطفی در تاریخ سینمای جهان بدل شد. فیلم با ساختاری اپیزودیک به یاغیان سالهای رکود اقتصادی می پرداخت. آمیزه ای از طنز – درام – تفسیر اجتماعی – موقعیت های غم انگیز و خشونتی که تا آن زمان  دیده نشده نبود. این فیلم شاعرانه ای در اوج گلوله ها لقب گرفت.

آرتور پن ساختما ن گذشته اسطوره ایی کشورش را فرو ریخت و آنرا دوباره ساخت.

پن نامزد اسکار و بهترین کارگردانی وفیلم برنده دو اسکار شد.

رستوران آلیس (1969) نگاه تلخ اما محتاطانه آرتور پن بود به زندگی هیپی . برای این فیلم دوباره نامزد اسکار شد.

بزرگ مرد کوچک (1970) ستایش تماشاگران و منتقدان رادر پی داشت . این کار برگردانی پیکار سک و تودرتو بود از نوول تامس برجر  با توصیف تجدید نظرطلبانه ای از قهرمانان و موضوعات وسترن .

فیلم بعدی به اسم حرکت های شبانه (1975) روایت استثنایی کارگاه خصوصی بود که کمتر به آن بها داده شد.

برکه های میزوری برکز (1976) کوشش دیگری بود برای افشای واقعیتهای غرب. اما علیرغم حضور ابر ستاره هایی چون ؛ مارلون براندو  و جک نیکلسون در نقش های اصلی ، این کار به یک شکست مطلق تبدیل شد.

چهار دوست (1981) نگاهی احساسی است به جوانان سال های 1960 که موجب بروز موجی ناپیدار در هالیوود شد.

هدف و خاموشی شب(1985)  ، فیلمهای بعد اش از جنبه تجاری بیشتری برخورداربودند که هیچکس را راضی نکرد.

پن و تلر ( 1989) بازگشت آرتور پن به غالبهای نامتعارف بود که باز هم مورد توجه قرار نگرفت .

او همزمان در سینما فعالیتهایی در تیاتر هم داشت .

 

 

 

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.