وادی هنر

پرویز مشکاتیان

مصاحبه بسیار جالب با پرویز مشکاتیان

مصاحبه ای از  ؛ سرکار خانم رولازمزمه در 31 مرداد ماه 1380

 

امروز جوانان ضرباهنگ زمان خودشان را می خواهند

نام پرویز مشکاتیان بسیار در موسیقی ایران جاویدان است .او در دهه 60 آثاری بی همتا برای ما به یادگار گذاشت. آثاری همچون :

بیداد

ماهور

نوا

برآستان جانان

دستان

دود وعود

افشاری مرکب و….

او دراین مصاحبه حرف هایی از جنس زمان زده است .

روحش شاد و یادش گرامی

از چه زمانی احساس کردین به موسیقی تعلق دارین ؟

من در خانواده ای رشد پیدا کردم  که همه موزیسین بودن . در نیشابور پدرم اولین استادم بود. البته تاکید زیادی هم داشت ریاضی را هم خوب یاد بگیرم .از شش سالگی سنتور یاد می گرفتم .سنتور بزرگی بود که گنجشک هایم را درون آن جای می دادم .

پدرم آمد و به من گفت: گنجشک هایت را در کجا نگه میداری ؟

گفتم : درون سنتورم  . زمانی که می زنم آنها را درون جعبه می گذارم تا لذت ببرن .

پدرم گفت : پسر گنجشک هایت کر شده اند.

در 8 سالگی اولین کنسرتم را اجرا کردم.بعد در اردوی رامسر در نوازندگی  سازهایی مثل : ویولون- سنتور – سه تار و سرپرستی گروه های موسیقی مقام اول را کسب کردم .

پس از پایان تحصیلات به تهران آمدم  و وارد دانشگاه هنرهای زیبا شدم .پدرم مخالف بود موسیقی را وسیله کسب درآمد کنم اماوقتی فهمید فقط به من گفت : سعی کن از هیاهو و جنجال دور باشی.

در آنجا با اساتیدی چون : صفوت و محد تقی مسعودیه آشنا شدم که نگاهم به موسیقی عوض شد.

 

<تعریف شما از موسیقی اصیل چیست ؟ بیشتر مخاطبان از تعاریف مختلف گیج شده اند.

 

با هیچ نوع صفت دادن به موسیقی موافق نیستم . به نظر شما موسیقی رمانتیک  یا موسیقی شوستاکوویچ اصیل نیست ؟

این کلمه یک صفت برای موسیقی است .اصلا اگر یک سنت اصیل نباشد، سنت نیست .هنر هم اگر وارسته و با فضیلت نباشد نمی توان گفت که اصیل است.

اصیل به چیزی گفته می شود که در راستای تفکر بشریت در دایره حیات با زبان و ضربان مردم حرکت کرده باشد.

خود هنر است که اصالتش را تعیین می کند نه ما !

حتما در هر جریان سنتی اصیل است و بالعکس . به گمان این دو موضوع از هم جدا نیستند.

هر جریان هنری که اصالت نداشته باشد ، تبدیل به سنت نمی شود.

>فکر می کنید موسیقی سنتی کشور ما این شکل تکامل را در روند اجتماعی را به پیش می برد؟

در سرزمین ما یک بافت عشیره ای  حاکم است . هر منطقه با مناطق دیگر با هم فرق دارند. در خراسان دیدگاهشان به هنر و موسیقی با مثلا لرستان یا خوزستان کاملا فرق دارد. در زمان انقلاب امام خمینی با موسیقی موافق بودند در حسینیه ارشاد موسیقی اجرا می شد.اما بزرگان مذهبی ما در این مورد صحبتی نکردند. هنوز صدا و سیما سازهای مارا نشان نمی دهد.اینها مسائلی اسنت که می توان مانع تکامل یک هنر به معنای واقعی باشد.

>نسل امروز احساس می کنند موسیقی سنتی جوابگوی نیازهایشان نیست.چرا اوج  این هنر در دهه 50 و 60 بود ؟

این به این مساله برمی گردد که این نسل چقدر نسبت به این نوع موسیقی شناخت دارد ؟ از هم نسلان شما می پرسم ؟ شما ها چقدر از نسبت به موسیقی سنتی شناخت دارید ؟اگر هم دارین از کجا به دست آورده اید؟ از صدا و سیما ؟

شما اول نسبت به این موسیقی شناخت پیدا کنید و بعد ببینید جواب نیازهای شما را می دهد یا نه

>رابطه ادبیات و موسیقی از نظر شما ؟

در همه ادوار ، موسیقی به ادبیات وابسته بوده است .به علت عدم درک صحیح یا به دلیل خواننده سالاری ، شعر و ادبیات مهم تلقی می شد. تا جاییکه عارف در یکی از تصنیف هایش می گوید :

دل می رود ز دستم ، صاحبدلان خدا را

دردا که راز پنهان

خدا ، خدا ، دلم دلم ، وای

خواهد شد آشکارا

می بینید که حتی عارف نیز در ادبیات و شعر حافظ و سعدی دست می برد.در دوره ما بیشترین شناخت نسبت به ارتباط تنگاتنگ موسیقی و ادبیات وجود دارد و یکی از درخشانترین دوره هاست.

در این دوران نه ملودی فدای شعر شدو نه شعر فدای ملودی.

بهترین تعریف از این موضوع  و تکامل این هنر در خلوت هنرمند است .

>ارتباط با سینمای ایران ؟ موسیقی فیلم را چطور می بینید ؟

فیلم  ؛ خانه دوست کجاست را دیده ام .خوشم آمد.عباس کیارستمی و بهرام بیضایی را دوست دارم .در مورد فیلم خانه دوست کجاست با کیارستمی صحبت کردم ، چون دوست داشتم سینمای نوین ایران موسیقی تکراری نداشته باشد.

کیارستمی به من گفت : در آن موقع امکان و ساخت موسیقی جدید را نداشت .موسیقی ویژگی مهم و موثر فیلم است .

مثلا فیلم بن هور که بن هور مادرش را در غار جذامی ها می بیند، موسیقی آغاز می شود. این موسیقی بیانگر کاراکتر و نگاه همه بچه های جهان نسبت به مادرشان است و مختص نگاه بن هور به مادرش نمی شود.

>آمیخته شدن سینما و موسقی به سیاست ، آیا به نفع هنر است ؟

تا زمانی که ما در جهان سوم زندگی می کنیم سیاسی هستیم . حال چه خودمان  بدانیم و چه خودمان ندانیم .هنرمند داخل اجتماع بسر می برد و کارهایش سیاسی تر می شود.هنرمند نمی تواند سیاسی نباشد.هنرمند آیینه جامعه خودش است و باید به آن شناخت داشته باشد.اگر بخواهد محیط اطرافش را تغییر و یا حدقل تصحیح کند چگونه می توان سیاسی نباشد ؟

هنرمند همیشه بایس چند گام جلوتر از اجتماع و مردم خودش باشد.

 

>موسیقی پاپ و حضورش چقدر بر موسیقی سنتی تاثیر می گذارد ؟

صادقانه بگویم از شنیدن هر نشر و نشانی که ضرباهنگ آن بتواند دل مردم را شاد کند، خوشحالم می کند.

امیدوارم جوان هایی که در این زمینه مشغولند، مقداری به شعرها و ترکیب کارهایشان توجه کنند.بخصوص اینکه مخاطبان آنها خاطره ای از موسیقی پاپ قدیمی در ذهن ندارند. که بتوانند این آثار را باهم مقایسه کنند.این امر مطلق نیست . منظورم نماد و نمودی را برای مقایسه ندارند که بگویند چه چیز خوب است و یا بد ؟

امروزه جوانان ضرباهنگ خودشان را می خواهند .

باید به این مسئله اشاره کنم  که در هیچ دوره ای موسیقی ایران ، شعرایران ، تغزل ایران ، و عرفان ایران و اشراق آن ، عام نبوده است .

به نظرم این اشکال از بچه های ماست که فکر می کنند این پدیده کمتر با مردم ارتباط برقرار می کند .اصلا نباید اینطور باشد.در کارخودم :

گلاب و گل حکم ازلی این بود

کان شاهد بازاری ، وین پرده نشین باشد

اصلا قرار نیست که موسیقی من را همه دوست داشته باشند.

<موسیقی پاپ به ماشین کپی سازی دست چندمی تبدیل شده  که آثار قدیمی را با اجرای جدید به جامعه تحویل می دهند.روند قهقرایی در این زمینه دیده می شود

ببینید ما اصلا در ایران موسیقی پاپ نداریم .این بچه ها تلاشی می کنند برای اینکه دل جوانان شاد شود و به نظرم اشکالی ندارد.

فقط همانطور که گفتم به اشعار و ترکیب بندی های کارهایشان دقت بیشتری داشته باشند موفق تر خواهند بود. خلاصه اینکه موسیقی پاپ در هر حال موسیقی مردم است و توضیح بدهم که من آن را در مقابل موسیقی سنتی و کلاسیک ایران نمی بینم

>در ایران  مدیران به این نوع موسیقی گرایش دارند و به گونه ای آن را رواج می دهند که انگار موسیقی دیگری وجود ندارد

خوب آنها به این جریان اعتقاددارند.شما فکر می کنید حافظ آمده و مسول سازمانهای فرهنگی و هنری ما شده ؟

همین امشب در صدا وسیما در سرزمین حافظ ، شعر حافظ را غلط خواندند. ما همیشه در حال افراط و تفریط هستیم .

>در مورد شکل گیری گروه عارف و شیدا توضیح بدهید.چون گروه تاثیر گذاری در بین مردم بوده اند.

ما در رادیو بودیم  و در واقع راهبر تفکر ما سایه  بود. حتی او اسامی گروه را انتخاب می کرد و بقیه کارها را به من و لطفی محول می کرد. وقتی در 17 شهریور خبر کشتار مردم توسط حکومت شاهنشاهی به گوش ما رسید فردای آن روز همه ما دقیقا در 18 شهریور استعفا دادیم .

از رادیو بیون آمدیم و گروه چاووش را بنیان نهادیم . سایه هم با خواهش ما سرپرستی گروه را برعهده گرفت و ما کار را شروع کردیم که حاصل آن همان آثار اول انقلاب بود که پیشتر گفتم .در آن دوره یک کمیته فنی داشتیم  متشکل از :  سایه – خودم – لطفی – علیزاده که خط فکری گروه را ترسیم می کرد.

بعدها به دلیل گسستگی های اجتماعی ، چاووش  تعطیل شد. فرزندان سایه به آلمان رفتند و او هم ناگزیر شد برود.لطفی هم عازم ایتالیا شد و علیزاده هم به آلمان رفت و من اینجا ماندم . به ناگزیر گروه از هم پاشید.

خلوتتان را باکدام موزیسین ها پر می کنید ؟

من معمولا موسیقی ایرانی گوش نمی کنم . علتش این است که یا در حال ساخت موسیقی هستم  و یا در حال پرداخت آن.اگر زمان استراحت هم به موسیقی ایرانی گوش کنم فاجعه می شود.چرا که ملودی یا قسمی از آن آهنگ ، ذهنم را به خود مشغول می کند.

به هر حال موسیقی دوران رمانتیک  را زیاد گوش می کنم .بخصوص آثار :

بلا باروک.

دبوسی یامالر.

البته موتزارت هم که جای خود را دارد

 

مصاحبه ای بود از  ؛ سرکار خانم رولازمزمه در 31 مرداد ماه 1380

چاپ در مجله هفتگی سینما

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن