وادی هنر

نیچه نیچه نیچه

نیچه نیچه نیچه

Untimely meditations (fried Nietzsche 1900-1844)
به گفته ی ویل دورانت نیچه نابغی است که نبوغ اش بیش از هر کس دیگری برایش گران تمام شده است و به گفته ی هایدگر ،آخرین مهره ی حلقه ی فلسفی ما بهدطبیعی است همان زنجیر ه ی زرینی که در فجر تفکر بشری با افلاطون شروع شد.
این کتاب شامل چهار رساله ی مستقل است که نیچه در فاصله ی سالهای 1873-1876در چهار موضوع مختلف نوشته است بر اساس جهان بینی نیچه جهان اراده ی ست معطوف به قدرت هد جز این چیزی نیست به عقیده ی او عالم ماده محدود است چون جهان ابدی ست ناچار این صوز محدود در فاصله های طولانی تکرار خواهد شد
نیچه هوش و عقل را بنیان نمی داند آنچه در نظر او اصل و بنیان نمیدانداز نظر او اراده و غریزه اصیل است و شعور فرع.
نخستین ایراد به نیچه الحاد و بی خدایی اوست هر کس قول معروف نیچه را در چنین گفت زرتشت دایر بر اینکه “خدا مرده است”شنیده است اما حقیقت آن است که نیچه یه فیلسوف مابعد الطبیعی است؛او خدای متالهان مسیحی و قدیسان کلیسایی٬ عصر خود را خدایی مرده و بی خاصیت خوانده است و گرنه در مشرب او اعتلای انسانی در گرو ایمان حقیقی و برتر از دنیای مادی و ماده پرستی است او مسیحیت غرب را محکوم میکند اما نمی گویید به شناخت فطری و اشراقی بی عقیده است
استرن در مقدمه ی انگلیسی خود بر ترجمه ی همین کتاب می نویسد که تعبیر نیچه درباره ی ا دیان را باید در پرتو نقادی او نسبت به کتاب دیانت کهنه و نو تالیف داوید اشتراوس (رساله ی اول همین کتاب) تفسیر کرد دین ستیزی او را در فضای مسیحی آلمان قرن نوزدهم از مقوله ی سخن حافظ است حافظ نه برای تظاهر به انکار معاد بلکه به منظور تخظئه ی مسلمانان نمایان عصر خویش می گوید:
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
آه اگر از پی امروز بود فردایی
از نظر او کلیسا همه ی ارزشهای طبیعی را واژگون کرده است
دومین ایراد براو “ابر انسان”اندیشه های او در این باب به چارچوب نظری نازیسم که به برآمدن دعوی نژاد برتر و آمدن هیتلر منجر شد البته بین اهل قلن اتفاق نظر وجود دارد که به هیچ وجه او چنین قصدی نداشته است
3سومین ایراد بر نیچه رهگذر جنون اوست اما پاسخ اینست که هیچ نبوغی بدون اندکی دیوانگی تداوم ندارد وان گوگ ،کافکا،داستایوفسکی، داروین،همینگوی، اوژن اونیل و غیره همگی سهمی از شوریدگی و دیوانگی داشته اند
سخن اخر او سیاست را خوار می شمارد و می گوید قدرت شر لست راستی در همین ایران ما چه تعداد استاد دانشگاه عالم،هنرمند،فلسفه دان ،شاعر به نقد قدرت پرداخته اند ؟شاید خواننده ی هوشمند این کتاب از صداقت نیچه و رسالت او چه می توانیم آموخت؟حسن امین 1383
اقتباس خودم😊

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.