کارگردان ها

پازولینی شاعر است یا کارگردان ؟

شعری کوتاه از پازولینی

متحد شويم

ابر! باران ميشود

دانه گندم ميشود

چشمه جويبارميشود

بدبختها آگاه ميشوند!

متحد شويم!

بهار ميرسد

از جنازه ،نهرها مي زايند،

ما جنازه هاييم،

بهار، هزار قلب كه جوانه مي زند در “عشق”!

پازولينى

 

 

پیر پائولو پازولینی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پیر پائولو پازولینی
Pier Paolo Pasolini.jpg
زمینه فعالیت شاعر، کارگردان، روزنامه‌نگار،
تولد ۵ مارس ۱۹۲۲
بولونیا، ایتالیا
مرگ ۲ نوامبر ۱۹۷۵ (۵۳ سال)
اوستیا، نزدیکی رم
ملیت ایتالیا ایتالیایی
تأثیرات آنتونیو گرامشی، دانته آلیگیری، جووانی بوکاچیو، ویلیام شکسپیر، مارکی دو ساد، جووانی پاسکولی، آرتور رمبو، شارل بودلر، فیودور داستایفسکی، جفری چاسر، نووالیس
صفحه در وبگاه IMDb
امضا Pier Paolo Pasolini signature.svg

پیر پائولو پازولینی (به ایتالیاییPier Paolo Pasolini) (زاده ۵ مارس ۱۹۲۲ – درگذشته ۲ نوامبر ۱۹۷۵) کارگردان، نویسنده، شاعر، نظریه‌پرداز[۱] و روشنفکر معاصر ایتالیایی بود. او همچنین خود را به عنوان بازیگر، روزنامه‌نگار، رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و شخصیت سیاسی هم مطرح کرد. او از برجسته‌ترین کارگردانان ایتالیا در قرن بیستم و چهرهٔ برجسته‌ای در ادبیات اروپا و هنر سینما است.[۲] سرگئی پاراجانف کارگردان شهیر سینما، در یادداشتی، پازولینی را «مقام شامخ خدا» و شیوهٔ کارگردانی اش را «جادویی» نامیده‌است.[۳]

او به دلیل سبک صریح و تمرکز برخی از آثارش روی مسائل جنسی تابو در ایتالیا همچنان یک شخصیت بحث‌برانگیز است. قتل او منجر به اعتراض در ایتالیا شد، موقعیتی که همچنان مورد بحث و جدل واقع می‌شود.

زندگی‌نامه[ویرایش]

پازولینی در سال‌های جوانی

پازولینی در ۱۹۲۲ در بولونیا به دنیا آمد. او از فیلمسازان نسل دوم سینمای بعد از جنگ ایتالیا است که علاوه بر فیلم‌سازی، در نوشتن رمان، شعر و نقدهای سینمایی و فرهنگی نیز دست داشته‌است. سینمای پازولینی آمیزه‌ای از شعر، استعاره، اسطوره‌شناسی، روان‌شناسی و دیالکتیک مارکسیستی است.[۲] وی فعالیت‌اش را در سینما با نوشتن فیلم‌نامه شب‌های کابیریا برای فدریکو فلینی آغاز کرد. فیلم انجیل به روایت متی او روایتی از زندگی عیسی مسیح می‌باشد.[۴] تمام فیلم با بازیگران غیر حرفه‌ای و در لوکیشن‌های بدیع و خیره‌کننده ایتالیا فیلمبرداری شده‌است.

بسیاری از فیلم‌های پازولینی، اقتباس‌های مدرن از آثار کلاسیک ادبی جهان‌اند که با تاویل ویژه او ارائه شده‌اند، آثاری چون ادیپ شهریار، مده‌آ، دکامرون، حکایت‌های کانتربوری و داستان‌های عشقی هزار و یک شب. آخرین فیلم پازولینی قبل از مرگ، فیلمی است با نام سالو یا ۱۲۰ روز در سودوم که پازولینی فیلم‌نامه آن را با کمک رولان بارت بر اساس داستان غریب و پورنوگرافیک مارکی دوساد نوشته‌است که بیانیه‌ای علیه اخلاق فاشیستی و منش سرمایه‌داری ایتالیا در آن دوران است.

پازولینی نه تنها یک فیلمساز، بلکه شاعر و نظریه‌پرداز سینما نیز بوده‌است. مقاله سینمای شعر که او در ژوئن ۱۹۶۵ در نخستین فستیوال فیلم پزارو قرائت کرد و در اکتبر ۱۹۶۵ در نشریهٔ کایه دو سینما منتشر شد، یکی از مهم‌ترین مقاله‌هایی است که در بارهٔ ماهیت شعرگونهٔ سینما و زیبایی‌شناسی آن نوشته شده و از اعتبار آکادمیک و تحلیلی بسیاری برخوردار است. پازولینی یک همجنسگرای آشکار بود و در تعداد معدودی از فیلم‌هایش نیز به بسط روابط همجنسگرایانه پرداخت. او در بخشی از مصاحبه با جان هلیدی گفته‌است:

من از ریشه با چنین جامعه‌ای مخالفم؛ جامعه‌ای مثل اسرائیل؛ جامعه‌ای که بر پایه اندیشهٔ نژادی و موعودی استوار است. تأسیس یک کشور بر پایه شالوده مذهبی سه هزار ساله، کاری خطرناک و جنون‌آمیز است. من با این بینش مذهبی و ملی‌گرا مخالفم. چنین چیزی وحشتناک است، هر چند که مبنای همه دولت‌ها از همین قبیل است.

زندگی شخصی[ویرایش]

گرایش جنسی[ویرایش]

در سپتامبر ۱۹۴۹ رسوایی کوچکی در طول یک جشنواره محلی در راموسلو رخ داد که در آن شخصی به نام کوردووادو، گروهبان محلی کارابینیری، از رفتار جنسی (خودارضایی) پازولینی با سه نوجوان شانزده ساله پس از رقص و مصرف الکل اطلاع داد.[۵] کوردووادو والدین پسران را احضار کرد که همه آنها با تردید از طرح اتهام جلوگیری کردند. با این وجود، کوردووادو گزارشی تهیه کرد و به طور علنی اتهامات خود را توضیح داد و باعث جنجال در عموم شد. یک قاضی در سان ویتو آل تالیامنتو پازولینی را به “فساد جنسی و انجام اعمال ناپسند در اماکن عمومی” متهم کرد.[۵] [۶] در نتیجه پازولینی و نوجوان ۱۶ ساله هر دو متهم شدند. [۷]

یک ماه بعد هنگامی که از پازولینی در این باره سؤال شد، نه تنها حقایق را انکار نکرد بلکه از یک “محرک ادبی و اروتیک” صحبت و از آندره ژید، برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۴۷ یاد کرد. کوردووادو این را به مافوق خود اطلاع داد و با این کار مطبوعات را وارد ماجرا کرد. [۸] به گفته پازولینی، تمام این ماجرا توسط دموکرات‌های مسیحی برای لکه دار کردن نام او به وجود آمده است. در نتیجه او از شغل خود در والواسون اخراج شد و همچنین بخش اودینه حزب او را از PCI اخراج کرد و پازولینی این کار را خیانت می دانست.[۹] او نامه ای انتقادی خطاب به دوست خود فردیناندو مائوتینو که رئیس بخش بود نوشت و مدعی شد که تحت “تاکتیک” PCI قرار گرفته است. در حزب، این اخراج با مخالفت ترزا دگان، همکار پازولینی در آموزش و پرورش مواجه شد. او همچنین نامه ای به او نوشت و در آن اعتراف کرد که پشیمان است از اینکه “اینقدر ساده لوح و حتی ناشایست است”. [۱۰] والدین پازولینی با عصبانیت واکنش نشان دادند و وضعیت در خانواده غیرقابل تحمل شد. [۱۱]

دایره المعارف ال جی بی تی در مورد همجنس گرایی پازولینی موارد زیر را بیان می کند:

پازولینی در حالی که از همان ابتدای کار خود آشکارا همجنس‌گرا بود، به ندرت در فیلم‌هایش به همجنس‌گرایی پرداخت. این موضوع به طور برجسته در فیلم قضیه و هنگامی که ترنس استمپ در نقش یک بازدیدکننده مرموز خداگونه، پسر و پدر خانواده ای از طبقه متوسط را اغوا می کند به تصویر کشیده شده است. همچنین به طور گذرا در فیلم داستان های عشقی هزار و یک شب در افسانه ای بین یک پادشاه و یک فرد عادی که به مرگ ختم می شود و بدتر از همه در فیلم بحث برانگیز سالو یا ۱۲۰ روز سودوم به این موضوع اشاره شد که اقتباسی از داستان مارکی دو ساد بود.[۱۲]

در سال ۱۹۶۳، پازولینی با عشق بزرگ زندگی خود، نینتو داوولی ۱۵ ساله ملاقات کرد، که بعدا او را برای بازی در فیلم پرنده های بزرگ و پرنده های کوچک در سال ۱۹۶۶ انتخاب کرد. پس از آن پازولینی مرشد و دوست داوولی شد. [۱۳]

با این حال، زنان مهمی در زندگی پازولینی بودند که پازولینی با آنها احساس دوستی عمیق و منحصر به فردی داشت، به ویژه لائورا بتی و ماریا کالاس که با او در ارتباط بودند. داچا مارائینی ، نویسنده معروف ایتالیایی، درباره رفتار کالاس با پازولینی می‌گوید: «ماریا همیشه او را حتی تا آفریقا دنبال می‌کرد و امیدوار بود که پازولینی به دگرجنسگرایی تمایل پیدا کند و به ازدواج با او راضی شود..» [۱۴] پازولینی همچنین نسبت به مشکلات مربوط به نقش «جدید» که از طریق رسانه‌های ایتالیایی به زنان نسبت داده می‌شود، حساس بود و در مصاحبه‌ای در سال ۱۹۷۲ اظهار داشت که «زن‌ها ماشین بازی نیستند». [۱۵]

مرگ[ویرایش]

پازولینی در ۱۹۷۵ در اوستیا در نزدیکی رم، به قتل رسید. یک پسر جوان روسپی به نام جوزپه پلوسی مدعی شده بود که قاتل اوست و پازولینی قصد تجاوز به او را داشته‌است.[۱۶][۱۷] اما بسیاری معتقدند که قتل او مشکوک و به دلیل انگیزه‌های سیاسی بوده‌است. در هفتم می ۲۰۰۵، پلوسی ادعاهای خود را پس گرفت و اعلام نمود که پازولینی توسط سه نفر با لهجهٔ جنوبی که پازولینی را یک «کمونیست کثیف» خطاب کرده بودند به قتل رسیده‌است. همچنین وی اعلام کرد خانواده‌اش مورد تهدید قرار گرفته بودند.

طی بررسی‌های بیشتر در سال ۲۰۰۵ و بر طبق شهادت دوستش سرجیو کیتی مشخص شد قاتلین که پیشتر حلقه‌هایی از فیلم سالو را دزدیده بودند با پازولینی در محل مورد نظر قرار گذاشته بودند تا آن را پس بدهند که این ملاقات به مرگ وحشتناک وی ختم شد. به گزارش هالیوود ریپورتر، مرگ «پیر پائولو پازولینی» ایتالیایی به مدت بیش از ۴۰ سال است که در هاله‌ای از ابهام قرار دارد اما ایبل فرارا کارگردانی که به تازگی فیلمبرداری فیلم بیوگرافیکی جدیدش را که داستان آن دربارهٔ پایان زندگی پازولینی است تمام کرده می‌گوید کسی که این کارگردان را به قتل رسانده‌است، می‌شناسد.[۱۸] پازولینی در سال ۱۹۷۵ و بعد از اینکه در مناطق حاشیه‌ای رم چندین بار ماشین خودش از رویش رد شد، جانش را از دست داد. پلیس در ابتدا فردی خیابانی را دستگیر کرد اما او بعدها به دلیل کمبود مدارک آزاد شد. اندکی بعد از آن، جستجوها برای یافتن سه مرد آغاز شد که با دیدگاه‌های چپ‌گرا و ضدمذهبی پازولینی مخالف بودند، اما آن‌ها هیچگاه پیدا نشدند. در سال ۲۰۰۵ نیز پلیس بعد از آشکار شدن مدارک جدیدی دال بر اینکه پازولینی در یک طرح اخاذی شرکت داشته پرونده را دوباره باز کرد، اما در انتها این پرونده هنوز هم به صورت یک معما باقی مانده‌است.

پازولینی که در هنگام مرگ ۵۳ سال داشت، یکی از پیشگامان حرکت نئورئالیسم در سینمای ایتالیا، همچنین شاعر اهل تئاتر و هنر بود. او در سال‌های ۱۹۷۱ و ۱۹۷۲ با فیلم‌های «دکامرون» برنده جایزه منتخب هیئت داوران و «قصه‌های کانتربری» برنده جایزه خرس طلایی، موفق به دریافت جوایز اصلی فستیوال فیلم «برلین» شد. همچنین چندین فیلم او در بخش رقابتی فستیوال‌های «کن» و «ونیز» به نمایش درآمدند.[۱۹]

سنگ قبر پازولینی

نظرات سیاسی[ویرایش]

پازولینی در حال بازدید از مقبرهٔ آنتونیو گرامشی

تلویزیون در پیوند با بیگانگی فرهنگی[ویرایش]

پازولینی از جهانی شدن اقتصاد و سلطهٔ فرهنگی ایتالیای شمالی (اطراف میلان) بر سایر مناطق به ویژه جنوب خشمگین بود. او احساس کرد این اتفاق از طریق قدرت تلویزیون به وقوع پیوسته‌است. یک برنامهٔ مناظرهٔ تلویزیونی در سال ۱۹۷۱ ضبط شده‌است، جایی که او سانسور را تقبیح کرد، در واقع تا روز پس از قتل او در نوامبر ۱۹۷۵ این برنامه پخش نشد. او یک طرح اصلاحاتی را در سپتامبر و اکتبر ۱۹۷۵ تنظیم کرد، و در آن طرح به لغو تلویزیون به عنوان یکی از اقدامات مطلوبی که لازم است اجرا شوند، اشاره کرد.

کتاب‌شناسی[ویرایش]

  • خویشاوندی با خورشید و باران؛ گزیده اشعار، ترجمه ونداد جلیلی، نشر چشمه
  • پدر وحشی (فیلمنامه)، ترجمه کاظم فرهادی و فرهاد خردمند، نشر چشمه
  • وطن من کجاست (مجموعه‌شعر) – پیر پائولو پازولینی- ترجمه مهدی مرعشی PDF
  • در قلب یک کودک (مجموعه‌شعر) – پیر پائولو پازولینی – ترجمه مهدی مرعشی PDF
  • شعرهای فراموش‌شده (مجموعه‌شعر) – پیر پائولو پازولینی – ترجمه مهدی مرعشی PDF
  • سینمای شعر (مقاله): این اثر که در نخستین جشنواره فیلم پزارو (ژوئن 1965) قرائت و در اکتبر همانسال در نشریه کایه دو سینما منتشر شد یکی از مهم‌ترین مقالاتی است که درباره ماهیت شعرگونه سینما و زیبایی‌شناسی آن نوشته شده و از اعتبار آکادمیک و تحلیلی بسیاری برخوردار است.[۱]

فیلم‌شناسی[ویرایش]

فیلم‌های بلند[ویرایش]

همهٔ عناوین فیلم‌های زیر، به جز آن‌هایی که در توضیحات نوشته‌شده‌است توسط پیر پائولو پازولینی نوشته و کارگردانی شده‌است. فیلم‌های ادیپ شهریار و مده‌آ به ترتیب بر مبنای نمایشنامه‌های سوفوکل و اوریپید نوشته‌شده‌اند.

سال عنوان فارسی عنوان اصلی عنوان انگلیسی کشور تولیدکننده نکات
۱۹۶۱ آکاتونه Accattone Accattone ایتالیا فیلم‌نامه توسط پیر پائولو پازولینی بر اساس رمان خود پازولینی «زندگی خشونت‌بار». دیالوگ‌های اضافه‌شده به فیلم‌نامه توسط سرجیو چیتی
۱۹۶۲ ماما روما Mamma Roma Mamma Roma ایتالیا فیلم‌نامه توسط پیر پائولو پازولینی و دیالوگ‌های اضافه‌شده توسط سرجیو چیتی.
۱۹۶۴ انجیل به روایت متی (فیلم) Il vangelo secondo Matteo The Gospel According to St. Matthew ایتالیا
فرانسه
جایزه بزرگ هیئت داوران در جشنواره فیلم ونیز و جایزهٔ سازمان ملل آکادمی فیلم بریتانیا
۱۹۶۶ پرنده‌های بزرگ و پرنده‌های کوچک The Hawks and the Sparrows Uccellacci e uccellini ایتالیا
۱۹۶۷ ادیپ شهریار Edipo re Oedipus Rex ایتالیا
مراکش
۱۹۶۸ قضیه Teorema Theorem[الف] ایتالیا همچنین رمان Teorema به نویسندگی پازولینی در سال ۱۹۶۸ منتشر شد.
۱۹۶۹ خوکدانی Porcile Pigsty ایتالیا
فرانسه
۱۹۶۹ مده‌آ Medea Medea ایتالیا
فرانسه
با بازی ماریا کالاس به عنوان شخصیت اصلی.
۱۹۷۱ دکامرون Il Decameron The Decameron ایتالیا
فرانسه
براساس دکامرون نوشتهٔ جووانی بوکاچیو. برندهٔ خرس نقره‌ای در بیست‌ویکمین جشنوارهٔ فیلم برلین.[۲۰]
۱۹۷۲ حکایت‌های کنتربری I racconti di Canterbury The Canterbury Tales ایتالیا
فرانسه
براساس حکایت‌های کنتربری نوشتهٔ جفری چاسر. برندهٔ خرس طلایی در بیست‌ودومین جشنوارهٔ فیلم برلین.[۲۱]
۱۹۷۴ داستان‌های عشقی هزار و یک شب Il fiore delle Mille e una Notte A Thousand and One Nights (Arabian Nights) ایتالیا
فرانسه
نویسندگی فیلم‌نامه با همکاری داچا مارائینی برندهٔ جایزه بزرگ جشنواره کن.[۲۲]
۱۹۷۵ سالو یا ۱۲۰ روز در سودوم Salò o le 120 giornate di Sodoma Salo, or the 120 Days of Sodom ایتالیا
فرانسه
بر اساس ۱۲۰ روز در سودوم نوشتهٔ مارکی دو ساد. نویسندگی فیلم‌نامه با همکاری سرجیو چیتی، همراه با نقل‌قول‌های اضافه‌شده از رولان بارت از «ساد/فوریه/لویالا» و پیر کلوزوسکی کتاب «Sade mon prochain»

مستندها[ویرایش]

  • مجالس عشق، (به ایتالیاییComizi d’amore)، ایتالیا، ۱۹۶۳.
  • مکان‌یابی در فلسطین، (به ایتالیاییSopralluoghi in Palestina)، ایتالیا، ۱۹۶۳.
  • یادداشت‌های سفر برای فیلمی دربارهٔ هند (فیلم مستند برای تلویزیون ایتالیا)، (به ایتالیاییAppunti per un film sull’India).
  • یادداشت‌هایی برای یک اورستی آفریقایی، (به ایتالیاییAppunti per un’Orestiade Africana)، ایتالیا، ۱۹۶۹.
  • یادداشت‌هایی برای داستانی دربارهٔ رفتگرها، (به ایتالیاییAppunti per un romanzo dell’immondizia)، ایتالیا، ۱۹۷۰.
  • فیلم مستند کوتاه، (به ایتالیاییI Racconti di Canterbury)، ۱۹۷۲.
  • دوازده دسامبر، (به ایتالیایی12Dicembre)، ایتالیا، ۱۹۷۲.
  • دیوارهای صنعا، (به ایتالیاییLe mura di Sana’a)، ایتالیا، ۱۹۷۳.

اپیزودها در فیلم‌های چندگانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.