کارگردان ها

مک‌گافین چیست ؟

آیا از مک‌گافین در سینما خبر دارید ؟

مک‌گافین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

مک‌گافین یا مگافین (به انگلیسیMacGuffin) مفهومی در سینما است که در ادبیات ریشه دارد. واژه مک‌گافین ابتدا توسط فیلمنامه‌نویس بریتانیایی آنگوس مک‌فیل در سینما جا افتاد و توسط آلفرد هیچکاک در سطح عامه متداول گشت. اگرچه مک‌گافین مکرراً توسط هیچکاک مورد استفاده قرار گرفت، اما برخلاف تصور عامه هیچکاک مبدع آن نبود. شاهین مالت از نخستین فیلم‌هایی است که مفهوم مک‌گافین در آن نظر منتقدان را به خود جلب کرد. مک‌گافین به سرنخ یا ابزاری گفته می‌شود که بدون اهمیت ذاتی، به پیشبرد داستان کمک می‌کند.

یکی از پرکاربردترین تکنیک‌های گسترش پیرنگ در سینمای هیچکاک استفاده از «جستجو برای مک گافین» بوده‌است. «مک گافین» شیئی مفهومی و به‌طور کلی ابژه‌ای است که همه به دنبال آن می‌گردند و ماجرا بر اساس آن پیش می‌رود اما در بسیاری مواقع سرانجام معلوم می‌شود که یا ابژه خیالی بوده یا اینکه اهمیت چندانی نداشته‌است. در روانی، پول‌های دزدیده شده نقش «مک گافین» را ایفا می‌کنند و اولین حدس‌های ما کنجکاوی در مورد سرانجام پول هاست که تقریباً از انتهای همان نیمه اول می‌شود.

مک گافین چیست؟

مک گافین وسیله‌ای است در فیلم‌ها یا کتاب‌ها که شخصیت‌ها را به حرکت درآورده و داستان را پیش می‌برد. مک گافین یک شیء، ایده، شخص یا هدفی است که شخصیت‌ها یا در پی آن هستند و یا از آن به عنوان انگیزه برای اعمال‌شان استفاده می‌کنند. در سینما مک گافین معمولا در اولین قدم آشکار می‌شود.

 

چه کسی مک‌گافین را کشف کرد؟

ابداع این اصطلاح به «آنگس مک‌فیل» فیلمنامه‌نویس هالیوودی نسبت داده شده، هرچند همان‌طور که گفتیم این «هیچکاک» بود که بر استفاده از این پدیده بسیار مسلط بود و در عین حال آن را در سینما رواج داد.

 

کاربردهای مک‌گافین در سینما چیست؟

مک گافین می‌تواند محرک مخفی شخصیت‌ها باشد، اما مخاطب لزوما نیازی به اهمیت دادن به آن ندارد. در فیلم «شمال از شمال غربی»، جاسوسان مدیر تبلیغاتی را تعقیب می‌کنند که معتقدند اسناد مخفی دولتی را در اختیار دارد. اما هرگز برای مدیر تبلیغات (با بازی کری گرانت) یا برای مخاطب آشکار نمی‌شود که آن اسناد محرمانه چه بوده که تا این اندازه شخصیت را به دردسر انداخته است.

به طور کلی از این پدیده به دو شکل استفاده می‌شود:

  1. به عنوان یک کاتالیزور برای حرکت قصه: مک‌گافین چیزی است که شخصیت‌ها را، چه آدم‌های خوب و چه آدم‌های بد، وارد عمل می‌کند. کسی باید دنبال چیزی باشد و باید شانس زیادی برای رسیدن به آن داشته باشد.
  2. به عنوان آشکارکننده ویژگی‌های شخصیت‌ها: این مک‌گافین است که شخصیت‌ها را به سمت عمل کردن سوق می‌دهد و در جریان این اعمال، لایه‌های مختلف شخصیتی کاراکتر به مرور برای مخاطب آشکار می‌شود.

مثال مشهور مک گافین در فیلم هامثال‌های مشهور مک گافین

برای شناخت بهتر این پدیده و ملموس شدن آن، راهی بهتر از درک مک گافین در قالب مثال‌های سینمایی مشهور نیست. پس با هم شماری از مک گافین‌های مشهور تاریخ سینما را مرور می‌کنیم:

  • شاهین مالت: شاید معروف ترین نمونه مک گافین، مجسمه شاهین در رمان پلیسی «شاهین مالت» اثر «دشیل همت» در سال ۱۹۲۹ باشد. یک کارآگاه خصوصی در جست‌وجوی مجسمه‌ای است که از طلا و جواهرات گران‌بها و با مینای سیاه پوشیده شده است. اقتباس سینمایی «جان هیوستن» از این رمان، یکی از اولین و بهترین فیلم‌های نوآر تاریخ سینماست.
  • هملت: در قصه مشهور «هملت» اثر شکسپیر که بارها منبع اقتباس فیلم‌های سینمایی بوده، روح پدر هملت به شاهزاده می گوید که او توسط برادرش «کلودیوس» به قتل رسیده است. این برخورد مک گافین و انگیزه اعمال «هملت» در نمایشنامه است.
  • پالپ فیکشن: در اپیزود ابتدایی فیلم دو آدم‌کش برای پیدا کردن یک چمدان که هیچ‌گاه نمی‌فهمیم داخل آن چیست، راهی منزل چند خرده‌تبهکار کم‌سن می‌شوند و ورود آن‌ها به این خانه، سرنوشت هردوی آن‌ها را در طول فیلم تغییر می‌دهد. «تارانتینو» هیچ‌گاه داخل آن کیف سامسونت را به ما نشان نمی‌دهد، فقط می‌دانیم چیزی که داخلش هست، بسیار پرنور و رویایی است!
  • لبوفسکی بزرگ: در این شاهکار هوشمندانه و مفرح برادران «کوئن»، قالی ایرانی مک گافین و محرک شخصی «دود» (لبوفسکی) برای اعاده حیثیت و رقم خوردن ده‌ها حادثه عجیب است.
  • نجات سرباز رایان: در این فیلم مک گافین نه یک شی‌ء، که شخصی است به نام «سرجوخه رایان» که ۳ برادر دیگرش در جنگ کشته شده‌اند و حالا او باید زنده و سالم توسط هم‌رزمانش پیدا شده و میدان جنگ را ترک کند تا نسل خانواده‌اش منقرض نشود.
  • کازابلانکا: هدفی که «ریک» را با معشوق سابقش متحد کرد و آن‌ها را در سمت اشتباه جنایتکاران، مبارزان آزادی، پناهندگان و نازی‌ها قرار داد، مجموعه‌ای از اسناد بود که امکان سفر آزادانه از سرزمین‌های اشغال‌شده توسط نازی‌ها به مناطق بی‌طرف را فراهم می‌کرد. بله، این «نامه‌های ترانزیت» بود که به‌طور غیرمستقیم برخی از بهترین دیالوگ‌های هالیوود و یکی از بهترین صحنه‌های تاریخ آن را به دوستداران سینما هدیه کرد.

مک‌گافین می‌تواند اتفاق یا پدیده، شیء بی‌جان یا موجود زنده باشد.

اگر بخواهیم در فیلم‌های ایرانی مثال‌هایی برای مک‌گافین بزنیم، می‌توانیم به این موارد اشاره کنیم:

۱- در فیلم سینمایی درباره الی اصغر فرهادی، شخصیت الی که ابژه‌ای انسانی است، مک‌گافین فیلم محسوب می‌شود.

۲- در جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی پولی که ناپدید می‌شود، حکم مک‌گافین پیرنگ فیلمنامه را دارد.

۳- در قهرمان اصغر فرهادی زنی که سکه ها را تحویل می گیرد مک گافین فیلم محسوب می شود.

۴- در فیلم سینمایی طلا ساخته پرویز شهبازی، رستوران مک‌گافین قصه است.

۵- در سریال قورباغه، ساخته ی هومن سیدی، ماده ی مخدر “قورباغه” مک گافین داستان محسوب می شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *